Selected

Original Text
Mostafa Khorramdel

Available Translations

26 Ash-Shu`arā' ٱلشُّعَرَاء

< Previous   227 Āyah   The Poets      Next >  

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

26:1 طسٓمٓ
26:1
Mostafa Khorramdel (Persian) :
طا. سین. میم. [[«طسم»: حروف مقطّعه است (نگا: بقره / 1).]]

26:2 تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْكِتَـٰبِ ٱلْمُبِينِ
26:2
Mostafa Khorramdel (Persian) :
این (سوره که به تو وحی می‌شود، برخی از) آیات کتاب (قرآن است که) بیانگر (احکام الهی برای سعادت دنیا و آخرت مردمان) است. [[«تِلْکَ ...»: (نگا: یوسف / 1، حجر / 1).]]

26:3 لَعَلَّكَ بَـٰخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
26:3
Mostafa Khorramdel (Persian) :
انگار می‌خواهی از غم و اندوه این که آنان ایمان نمی‌آورند، خویشتن را نابود کنی؟! [[«لَعَلَّکَ»: چرا باید که تو. انگار تو می‌خواهی. مراد از (لَعَلَّ) در اینجا استفهام انکاری است که متضمّن نفی بعد از خود است. «بَاخِعٌ»: هلاک کننده. نابود سازنده (نگا: کهف / 6). «أَلاّ یَکُونُوا مُؤْمِنینَ»: از این که ایمان نمی‌آورند. جمله در موضع نصب است و مفعول له است.]]

26:4 إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةً فَظَلَّتْ أَعْنَـٰقُهُمْ لَهَا خَـٰضِعِينَ
26:4
Mostafa Khorramdel (Persian) :
اگر ما بخواهیم معجزه‌ای از آسمان بر آنان نازل می‌نمائیم که گردنهایشان در برابر آن (خم گردد، و از روی اجبار ایمان آورند و) تسلیم شوند. (امّا سنّت خدا و حکمت الله مقتضی اختیار است، و ثواب یا عقاب را مترتّب بر آن کرده است). [[«آیَةً»: معجزه‌ای مراد است که مردم را وادار به ایمان گرداند. «ظَلَّتْ»: بشود و بگردد. از افعال ناقصه و به معنی (صارَتْ) می‌باشد. «أَعْنَاق»: جمع عُنُق، گردنها، تسمیه کلّ به اسم جزء است و مراد خود مردمان است. برخی (أعنَاق) را به معنی جماعت و گروه، و رؤساء و رهبران قوم دانسته‌اند. ذکر (ظَلَّتْ) به شکل مفرد مؤنّث باتوجّه به لفظ (أعناق) و ذکر (خَاضِعینَ) به صورت جمع مذکّر با توجّه به معنی آن است (نگا: انبیاء / 15، یوسف / 4).]]

26:5 وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ ٱلرَّحْمَـٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ
26:5
Mostafa Khorramdel (Persian) :
هیچ گونه موعظه و اندرز تازه‌ای (از قرآن) برای آنان از سوی خداوند رحمان نمی‌آید، مگر این که ایشان از آن روی‌گردان می‌شوند. [[«ذِکْرٍ»: موعظه و اندرز. در اینجا مراد بخشی از آیات قرآن است. «مُحْدَثٍ»: تازه و نو (نگا: انبیاء / 2).]]

26:6 فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَـٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
26:6
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آنان (آیات قرآنی را) دروغ می‌نامند، و هرچه زودتر خبر (مجازات) چیزی که بدان استهزاء و تمسخر می‌کنند بدیشان خواهد رسید (و کیفر کمرشکن و دردناک کار خود را خواهند دید). [[«أَنبَآءُ»: اخبار. مراد کیفرهای سختی است که در این جهان و آن جهان دامنگیر آنان می‌شود (نگا: انعام / 5 و 6).]]

26:7 أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ
26:7
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا آنان به زمین نمی‌نگرند و نمی‌بینند که چه قدر انواع و اقسام گیاهان و درختان نر و ماده‌ی زیبا و سودمند را در آن رویانده‌ایم؟ (اگر دقّت کنند نشانه‌های قدرت یزدان را در آرایش و پیرایش ظاهری و در خواصّ و فوائد باطنی روئیدنیها می‌بینند، و پیدایش این همه رنگ و بو و فعل و انفعالات شیمیائی، و وجود زوجیّت و طرز تلقیح و باروری رُستنیها، به زبان حال ایشان را به سوی خالق متعال رهنمود می‌کند و آنان را از تکفیر و تکذیب حق به دور می‌سازد). [[«زَوْجٍ»: صنف و نوع (نگا: طه / 53). نر و ماده (نگا: رعد / 3). «کَرِیمٍ»: نافع و سودمند. ارزشمند. زیبا و خوش منظر (نگا: شعراء / 58).]]

26:8 إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
26:8
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان در این کار (آفرینش گیاهان و درختان، در کوه و دمن و مزرعه و بیابان) نشانه بزرگی است (بر وجود خالق جهان) ولی اکثر مردمان (چشم دل را می‌بندند و به ندای عقل گوش فرا نمی‌دهند و این چند روزه‌ی حیات را غافلوار بسر می‌برند و به خدا) ایمان نمی‌آورند. [[«آیَةً»: نشانه و دلیل. عبرت و پند.]]

26:9 وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
26:9
Mostafa Khorramdel (Persian) :
پروردگار تو قطعاً چیره‌ی مهربان است. [[«الْعَزِیزُ»: قدرتمندی که توانا بر همه چیز است. «الرَّحیمُ»: مهربانی که رحمت واسعه‌اش همه جا را فرا گرفته است.]]

26:10 وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِينَ
26:10
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(برای قوم خود بیان دار) هنگامی را که پروردگارت موسی را نزدیک کوه طور ندا داد که به سوی قوم ستمکار (فرعون و فرعونیان برو). (قومی که با کفر و معاصی بر خود ستم کرده‌اند، و با به بندگی کشاندن بنی‌اسرائیل، بدانان ظلم نموده‌اند). [[«إِئْتِ»: بیا. در اینجا مراد به سراغ رفتن است.]]

26:11 قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ
26:11
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قوم فرعون. (شگفتا چگونه در ظلم فرو رفته‌اند!) آیا (از سرانجام کار و کیفر ستم خود نمی‌ترسند و از خشم و عذاب خدا) نمی‌پرهیزند؟ [[«قَوْمَ»: عطف بیان یا بدل است. «أَلا یَتَّقُونَ»: آیا نمی‌پرهیزند؟ هان پرهیز کنند. «أَلا»: دو کلمه و فراهم آمده است از همزه استفهام و لاء نفی. یا تنها واژه‌ای است و حرف تنبیه بوده و برای ترغیب و تشویق به کار پس از خود است.]]

26:12 قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ
26:12
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(موسی) گفت: پروردگارا! من می‌ترسم که مرا تکذیب کنند (و از روی تکبّر و تفرعن رسالتم را نپذیرند). [[«أَن یُکَذِّبُونِ»: این که مرا دروغگو نامند و تکذیب کنند. ضمیر مفعولی (ی) از آخر فعل حذف شده است.]]

26:13 وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَـٰرُونَ
26:13
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(اگر تکذیبم کنند، از غم و غصّه) سینه‌ام تنگ می‌شود، و (بدین هنگام چنان که باید در مجادله‌ی با آنان) زبانم نمی‌گردد (و روان و گویا صحبت نمی‌کنم). پس (جبرئیل را) به پیش (برادرم) هارون بفرست (و پیغمبرش گردان، تا یاری و کمکم‌کند). [[«یَضیقُ صَدْری»: سینه‌ام تنگ می‌شود. در فارسی می‌گوئیم: دلم تنگ می‌شود. آزرده خاطر و دل شکسته می‌گردم. «لا یَنطَلِقُ»: گویا و رسا نمی‌گردد. «فَأَرْسِلْ»: بفرست. مفعول آن مقدّر است که (جبرئیل) فرشته وحی است. از واژه ارسال پیدا است که موسی از آستان ذوالجلال درخواست نموده است که هارون را پیغمبر فرماید (قصص / 34، مریم / 53، انبیاء / 48).]]

26:14 وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ
26:14
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آنان (به گمان خود، قصاص) گناهی بر من دارند و می‌ترسم (پیش از انجام وظیفه‌ی تبلیغ) مرا بکشند. [[«ذَنبٌ»: مراد قصاص مرد ستمگری است که با یک مرد مظلوم بنی‌اسرائیلی درگیر شده بود، و به هنگام میانجیگری موسی، اشتباهاً توسّط موسی به قتل رسید (نگا: قصص / 15).]]

26:15 قَالَ كَلَّا ۖ فَٱذْهَبَا بِـَٔايَـٰتِنَآ ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ
26:15
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(خداوند این تقاضای صادقانه‌ی موسی را اجابت کرد و گفت:) این چنین نیست (که بتوانند تو را به قتل برسانند. درخواستت را راجع به هارون پذیرفتم). دو نفری با (توشه‌ی) معجزات ما (که عصا و ید بیضاء است، به سوی فرعون و فرعونیان) بروید (و بدانید که) ما با شما هستیم و (شما را در پناه خود می‌داریم، و کاملاً مطالبی را که در میان شما و ایشان می‌گذرد) می‌شنویم. (قطعاً شما پیروزید). [[«آیَات»: معجزات. مراد عصا و ید بیضاء است (نگا: طه / 17 - 23).]]

26:16 فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:16
Mostafa Khorramdel (Persian) :
به سراغ فرعون بروید و بگوئید: ما فرستادگان پروردگار جهانیانیم. [[«رَسُولُ»: علّت این که به صورت مفرد آمده است نه به صورت مثنّی؛ یعنی (رَسُولا)، این است (رَسُول) مصدر و به معنی (رِسالَة) است و به عنوان مفرد و مثنّی و جمع و مؤنّث و مذکّر ذکر می‌شود. مانند: لَقَدْ کَذَبَ الْواشُونَ ما فُهْتُ عِنْدَهُمْ بِسِرٍّ وَ لا أَرْسَلْتُهُمْ بِرَسُولٍ همچنین (رسول) معنی جمع نیز دارد. مانند: ضَیف و طِفل در: هؤُلآءِ ضَیْفی (حجر / 68)، ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً (حجّ / 5).]]

26:17 أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
26:17
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(پروردگار جهانیان به تو دستور می‌دهد) این که بنی‌اسرائیل را (آزاد از زنجیر اسارت و بردگی کنی و) با ما همراه سازی (تا به سرزمین مقدّس، یعنی فلسطین برویم). [[«أَرْسِلْ مَعَنَا»: مراد جلوگیری نکردن و آزاد گذاشتن است تا این که بتوانند بیایند و با موسی و هارون راهی فلسطین شوند.]]

26:18 قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
26:18
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون) گفت: آیا ما تو را در کودکی میان خود (در دامان مهر و در آغوش لطف خویش) نپرورده‌ایم؟! و آیا سالهای متمادی از عمرت در بین ما ماندگار نبوده‌ای (و از رعایت و حفاظت و نان و نمک ما برخوردار نگشته‌ای؟!). [[«قالَ ...»: سخن فرعون جنبه ریشخند را دارد. «وَلِیداً»: طفل. کودک. فعیل به معنی مفعول، و حال است. «لَبِثْتَ»: مانده‌ای.]]

26:19 وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَـٰفِرِينَ
26:19
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و آن کاری را کرده‌ای که کرده‌ای و (مرتکب قتل یکی از طرفداران ما شده‌ای. و از اینها گذشته، تو اینک) کفران نعمتهای ما می‌کنی (و حق نان و نمک ما را فراموش می‌نمائی، و با ادّعای پیغمبری پروردگار جهان، الوهیّت ما را نادیده می‌گیری). [[«فَعْلَتَکَ»: کاری که کرده‌ای. اشاره به قتل مرد قبطی است (نگا: قصص / 15). «الْکَافِرِینَ»: افراد ناسپاس. کفران نعمت کنندگان.]]

26:20 قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
26:20
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(موسی) گفت: من در حین انجام این کار (نمی‌دانستم مشتی که برای تأدیب و تنبیه به قبطی می‌زنم، منتهی به قتل می‌گردد، و) از سرگشتگان (و بیخبرانی) بودم (که اطّلاع ندارند ضربه‌ی مشت هم گاهی منجر به قتل می‌شود). [[«إِذاً»: آن زمان که. «الضَّآلِّینَ»: گمراهان. در اینجا مراد جاهلین، بیخبران و غافلان از عواقب موقعیّت است.]]

26:21 فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
26:21
Mostafa Khorramdel (Persian) :
پس من از دست شما گریختم وقتی که از شما ترسیدم (که در برابر این قتل غیرعمد مرا بکشید) و خداوند به من علم و دانش بخشید (تا در پرتو آن چیزها را درست ببینم و کارها را صحیح و بجا انجام دهم) و مرا از زمره‌ی پیغمبران کرد (تا بندگان خدا را به سوی نجات از عذاب فرا خوانم). [[«حُکْماً»: دانش و آگهی. حکمت، که هر کاری در پرتو آن بجا و به موقع انجام می‌پذیرد (نگا: انعام / 89).]]

26:22 وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
26:22
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا این منّتی است که تو بر من میگذاری این که بنی‌اسرائیل را بنده و برده‌ی خود ساخته‌ای؟! [[«وَ تِلْکَ نِعمَةٌ ...»: در این جمله، حرف استفهام انکاری مقدّر است که مفید نفی است. اصل آن چنین است: وَ هَلْ تِلْکَ نِعْمَةٌ ...؟! آیا نعمت است که؟! «أَنْ عَبَّدْتَ ...»: حرف (أَنْ) تفسیریّه است، و مطالب مابعد آن، تفسیر مطالب ماقبل آن است (نگا: یونس / 2). «عَبَّدْتَ»: برده و بنده کرده‌ای.]]

26:23 قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:23
Mostafa Khorramdel (Persian) :
فرعون گفت: پروردگار جهانیان کیست (که این همه از او صحبت می‌کنی و خویشتن را فرستاده‌ی او می‌دانی؟). [[«مَا رَبُّ الْعَالَمِینَ»: گمان می‌رود فرعون این سخن را برای تجاهل و تحقیر مطرح کرده باشد.]]

26:24 قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ
26:24
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(موسی) گفت: پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر شما راه یقین می‌پوئید (و حقیقت را می‌جوئید، حق این است که گفتم). [[«رَبُّ»: خبر مبتدای محذوف است و تقدیر چنین است: هُوَ رَبُّ ... «إِن کُنتُم مُّوقِنینَ»: اگر به دنبال باور درست و سخن منطقی بوده باشید و هدف شما از این سؤال، درک و فهم حقیقت باشد.]]

26:25 قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ
26:25
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون رو) به اطرافیان خود (کرد و مسخره‌کنان) گفت: آیا نمی‌شنوید (این مرد چه می‌گوید؟! می‌شنوید که جز یاوه نمی‌گوید؟!). [[«أَلا تَسْتَمِعُونَ»: آیا گوش فرا می‌دهید؟! آیا می‌شنوید؟! این سخن جنبه تعجّب و ریشخند را دارد.]]

26:26 قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ
26:26
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(موسی پس از اشاره به جهان کبیر، اشاره به جهان صغیر کرد و) گفت: او پروردگار شما و پروردگار نیاکان پیشین شما است (که مردند و چون جاودانه نبودند خدا نبودند). [[«رَبُّکُمْ وَ رَبُّ ...»: اشاره به دو نکته است: 1 - متوجّه ساختن فرعون و فرعونیان به نشانه‌های موجود در انفس، یا تذکّر خودشناسی 2 - قلم بطلان کشیدن بر ادّعای ربوبیّت فرعون زمان و فرعونهای دوران.]]

26:27 قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ
26:27
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون به خیره‌سری همچنان ادامه داد و) گفت: پیغمبری که به سوی شما فرستاده شده است قطعاً دیوانه است! (چرا که سخنان پریشان می‌گوید، و جز مرا خدا می‌داند). [[«أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ»: فرعون خواست با تعبیر «به سوی شما فرستاده شده است» خشم مردم را برانگیزد، و ایشان را به تکذیب موسی وادارد.]]

26:28 قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ
26:28
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(و موسی باز هم به نشانه‌های خداشناسی گسترده در پهنه‌ی آفرینش اشاره کرد و) گفت: او پروردگار طلوع و غروب (کواکب و سیّارات جهان) و همه‌ی چیزهائی است که در میان آن دو قرار دارد، اگر شما عاقل می‌بودید (چنین چیزی را در پرتو خرد، از روی نظام طلوع و غروب ستارگان و برنامه‌ی دقیق و اسرارآمیز آنها می‌فهمیدید). [[«الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ»: مراد طلوع خورشید و نمایان شدن روز، و غروب خورشید و پیدایش شب است. یا این که مراد طلوع و غروب همه کواکب و سیّارات جهان است. به معنی خاور و باختر نیز می‌باشند، و معنی زمان طلوع و غروب هم از آنها مستفاد می‌گردد (نگا: تفسیر شربینی).]]

26:29 قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَـٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ
26:29
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون سخت برآشفت و) گفت: اگر جز مرا به پروردگاری برگزینی تو را از زمره‌ی زندانیان خواهم کرد (و در بیغوله‌های زندان همچون دیگران خواهی پوسید). [[«الْمَسْجُونِینَ»: زندانیان.]]

26:30 قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍ مُّبِينٍ
26:30
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(موسی) گفت: آیا اگر من چیز روشنی را به تو نشان دهم (که دلیل قاطع و برهان واضحی بر وجود خدای متعال و نمایانگر صدق رسالت و پیغمبری من باشد) باز هم (مرا زندانی می‌کنی؟). [[«شَیْءٍ»: چیز. مراد معجزه دالّ بر وجود خدا و درستی پیغمبریِ موسی است.]]

26:31 قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
26:31
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون) گفت: اگر از زمره‌ی راستگویانی، آن را بنمای. [[«فَأْتِ بِهِ»: آن را بیاور. آن را نشان بده.]]

26:32 فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ
26:32
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(در این هنگام موسی) عصای خود را انداخت. به ناگاه اژدهای (حقیقی و) نمایانی گردید. [[«أَلْقَی»: انداخت. افکند. «ثُعْبَانٌ»: اژدها. مار بزرگ (نگا: طه / 20). «مُبِینٌ»: آشکار و نمایان. مراد حقیقی است. یعنی چشم‌بندی و جادوئی در میان نبود. بلکه به خواست خدا چوبه دستی مار گردید.]]

26:33 وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّـٰظِرِينَ
26:33
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و دست خود را (به گریبان فرو برد و سپس آن را) بیرون آورد، ناگهان بینندگان آن را سفید و روشن (همچون ماه تابان) دیدند. (پرتو آن همه جا را نورباران و درخشان کرد). [[«نَزَعَ»: بیرون آورد. مراد بیرون آوردن از گریبان است (نگا: نمل / 12). «بَیْضَآءُ»: سفید. مراد تابان و رخشان است.]]

26:34 قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَـٰذَا لَسَـٰحِرٌ عَلِيمٌ
26:34
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون) به اشراف و بزرگان دور و بر خود گفت: این (مرد) جادوگر بس آگاه (و ماهری) است. [[«مَلإ»: اشراف. بزرگان (نگا: بقره / 246، اعراف / 60).]]

26:35 يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
26:35
Mostafa Khorramdel (Persian) :
می‌خواهد با جادوی خود (عامّه‌ی مردم را پیرامون خویش جمع آورد و) شما را از سرزمین خودتان (مصر) بیرون کند. پس شما (چه می‌اندیشید و) چه فرمان می‌دهید؟ [[«مَاذَا تَأْمُرُونَ؟»: فرمان شما چیست؟ این سخن بیانگر سقوط فرعون از ادّعای خدائی ودلجوئی او از سران به هنگام ضعف خود و غلبه موسی است.]]

26:36 قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَـٰشِرِينَ
26:36
Mostafa Khorramdel (Persian) :
گفتند: موسی و برادرش را مهلت بده (و در کار شکنجه‌ی آنان عجله مکن) و به تمام شهرها (ی مصر، مأمورانی) برای بسیج اعزام کن. [[«أَرْجِهْ»: او را مهلت بده. امر مصدر (إرجاء) به معنی به تأخیر انداختن، و ضمیر متّصل (ه) است. در اصل (أَرْجِئْهُ) بوده و همزه برای تخفیف حذف شده است و ضمیر ساکن گشته است (نگا: اعراف / 111). «حَاشِرینَ»: گرد آورندگان. یعنی کسانی باشند که جادوگران را جمع‌آوری و در دربار حاضر کنند.]]

26:37 يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ
26:37
Mostafa Khorramdel (Persian) :
تا همه‌ی جادوگران ماهر و زبردست را پیش تو بیاورند. [[«سَحَّار»: صیغه مبالغه ساحِر است، جادوگر بسیار ماهر و بس آگاه و کهنه‌کار.]]

26:38 فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَـٰتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ
26:38
Mostafa Khorramdel (Persian) :
سرانجام جادوگران در روز موعود (که چاشتگاه روز جشن مصریها بود، در مکان معیّنی) گردآورده شدند (و به میدان مبارزه گسیل گشتند). [[«لِمِیقَاتِ»: در وعده‌گاه. در زمان معیّن و در مکان مشخّص (نگا: اعراف / 143 و 155). «یَوْمٍ مَّعْلُومٍ»: روز مشخّص که روز جشن مصریان بوده است.]]

26:39 وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ
26:39
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(از مردم نیز برای حضور در میدان مبارزه دعوت به عمل آمد) و به مردم گفته شد: آیا (در این صحنه) شما گرد می‌آئید؟ [[«هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ؟»: آیا اجتماع می‌کنید؟ آیا جمع می‌شوید؟ مراد از سؤال، تحریک و تشویق مردم به گردهمآئی با شتاب هر چه بیشتر است.]]

26:40 لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَـٰلِبِينَ
26:40
Mostafa Khorramdel (Persian) :
تا اگر جادوگران پیروز شوند، ما از آنان پیروی کنیم (و آن چنان صحنه را گرم و داغ نمائیم و هیاهو و جنجالی برپا کنیم که دشمنِ خدایان ما برای همیشه از میدان به در رود). [[«نَتَّبِعُ»: پیروی کنیم. دنباله‌روی کنیم. مراد پیروی و دنباله‌روی از آئین جادوگران و طرفداری از مکتب خدایان دروغین ایشان است.]]

26:41 فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَـٰلِبِينَ
26:41
Mostafa Khorramdel (Persian) :
هنگامی که جادوگران (نزد فرعون حاضر) آمدند و به فرعون گفتند: آیا ما پاداش بزرگ و قابل ملاحظه‌ای خواهیم داشت اگر پیروز شویم؟ [[«أَجْراً»: تنوین برای بیان عظمت و ارزش پاداش و مزد کار است.]]

26:42 قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ
26:42
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون که سخت از موسی به وحشت افتاده بود و در تنگنا قرار داشت) گفت: بلی! (هر چه بخواهید می‌دهم) به علاوه شما در این صورت از مقرّبان (درگاه من) خواهید بود. [[«الْمُقَرَّبِینَ»: مراد نزدیکان درگاه فرعون و درباریان شاهی است.]]

26:43 قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ
26:43
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(در روز موعود و در میدان مبارزه، موسی) به جادوگران گفت: آنچه را می‌خواهید بیفکنید، بیفکنید! (و هر چه در قدرت دارید بنمائید و به میدان آورید). [[«مُلْقُونَ»: اندازندگان. افکنندگان. اسم فاعل از مصدر (إلقاء) است.]]

26:44 فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَـٰلِبُونَ
26:44
Mostafa Khorramdel (Persian) :
پس جادوگران (با غرور و نخوت) طنابها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: به عزّت فرعون سوگند که ما قطعاً چیره و پیروزیم! [[«حِبَال»: جمع حَبْل، طنابها. ریسمانها. «عِصِیّ»: جمع عَصا، چوبه دستی.]]

26:45 فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
26:45
Mostafa Khorramdel (Persian) :
موسی (مهلت نداد و) عصای خود را افکند، ناگهان (اژدهای بزرگی گردید و با سرعت) شروع به بلعیدن ابزارهای دروغین ایشان کرد (و آنها را یکی بعد از دیگری در کام خود فرو برد). [[«تَلْقَفُ»: با سرعت و قدرت می‌بلعید. «یَأْفِکُونَ»: با دروغ سر هم می‌کردند و به هم می‌بافتند. اشاره به کارها و ابزارهای دروغین جادوگران است (نگا: اعراف / 117، توبه / 70).]]

26:46 فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَـٰجِدِينَ
26:46
Mostafa Khorramdel (Persian) :
جادوگران سجده‌کنان بر زمین فرو افتادند. [[«أُلْقِیَ»: فرو انداخته شدند. بیان فعل به صورت مجهول بیانگر این است که آن چنان تحت تأثیر جاذبه معجزه موسی قرار گرفتند که برای خدا سجده بردند (نگا: طه / 70) و نیروی معجزه به گونه‌ای ایشان را قانع کرد که نتوانستند خویشتنداری کنند و فوراً برای خدا سجده بردند.]]

26:47 قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:47
Mostafa Khorramdel (Persian) :
گفتند: به پروردگارِ عالَمیان ایمان داریم. [[«قالُوا ...»: مراد این است که کردار را با گفتار توأم، و فعل سجده را با قول مؤکّد کردند.]]

26:48 رَبِّ مُوسَىٰ وَهَـٰرُونَ
26:48
Mostafa Khorramdel (Persian) :
به پروردگار موسی و هارون. [[«رَبِّ»: بدل است. ذکر آن برای رفع توهمی است که در ذهن عامّه مردم بود. و آن این که مردم، فرعون را (رَبِّ) خود می‌دانستند.]]

26:49 قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَـٰفٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
26:49
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون جادوگران را تهدید کرد و) گفت: آیا به او ایمان آوردید پیش از آن که من به شما اجازه دهم؟! او بی‌گمان بزرگ و استاد شما است و به شما جادوگری آموخته است. پس خواهید دانست (که با چه زجر و شکنجه‌ای شما را خواهم کشت). حتماً دستها و پاهای شما را عکس یکدیگر قطع می‌گردانم و همگی شما را به دار می‌آویزم. [[«آذَنَ»: اجازه دهم. «کَبِیرُ»: مراد بزرگ و استاد است. «مِنْ خِلافٍ»: عکس یکدیگر. مثلاً دست راست و پای چپ، یا پای راست و دست چپ (نگا: مائده / 33). «لاُصَلِّبَنَّکُمْ»: حتماً به دارتان می‌آویزم.]]

26:50 قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ
26:50
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(جادوگران شجاعانه) گفتند: هیچ زیانی نیست (از این کاری که تو خواهی کرد. هر کاری که می‌خواهی بکن باکی نیست، چرا که) ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم (و به لقای معشوق و معبود حقیقی خود می‌رسیم و پاداش خویش را از او دریافت می‌داریم). [[«ضَیْرَ»: زیان و ضرر. «لا ضَیْرَ»: مانعی نیست. زیان و ضرری در میان نمی‌باشد. «مُنقَلِبُونَ»: بر گردندگان (نگا: مطفّفین / 31).]]

26:51 إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
26:51
Mostafa Khorramdel (Persian) :
ما امیدواریم که پروردگارمان گناهان ما را ببخشایاد، چرا که ما (در میان قوم تو) نخستین ایمان‌آورندگان بوده‌ایم. [[«نَطْمَعُ»: آزمندیم. امیدواریم. «خطایا»: گناهان. خطاها. «أَن کُنَّا»: به سبب این که ما بوده‌ایم. در اصل (لِأن کُنَّا) بوده و حرف (أَنْ) مخفّف از مثقّله است.]]

26:52 ۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ
26:52
Mostafa Khorramdel (Persian) :
ما به موسی وحی کردیم که شبانه بندگان (مؤمن بنی‌اسرائیل) مرا (از مصر) کوچ بده. شما حتماً تعقیب می‌شوید (و فرعون و فرعونیان برای دستگیری شما دنبالتان می‌کنند). [[«أَنْ»: حرف مشبّهةٌبالفعل و مخفّف از (أَنَّ) است (نگا: مؤمنون / 27) «أَسْرِ بِعِبادی»: در شب بندگانم را کوچ بده (نگا: إسراء / 1). «مُتَّبَعُونَ»: تعقیب شوندگان. دنبال شوندگان. مراد تعقیب بنی‌اسرائیل توسّط فرعون و فرعونیان است.]]

26:53 فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَـٰشِرِينَ
26:53
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(توسّط جاسوسان خبر به دربار رسید که موسی و بنی‌اسرائیل در صدد کوچ به سرزمین دیگری هستند) پس فرعون (مأمورانی) به شهرها فرستاد تا (نیرو) جمع کنند (و جلو ایشان را بگیرند). [[«الْمَدَآئِن»: جمع مَدینة، شهر. «حَاشِرِینَ»: گردآورندگان (نگا: شعراء / 36).]]

26:54 إِنَّ هَـٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ
26:54
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون به مأموران دستور داد و گفت: به اهالی شهرها بگوئید:) اینها (که قصد فرار و تجمّع و تقویت در جای دیگری را دارند) گروه اندک و ناچیزی هستند (و ما با نخستین تاخت ایشان را گرفتار و به شکنجه و آزار می‌رسانیم). [[«شِرْذِمَةٌ»: گروه و طائفه‌ای ناچیز و کم اهمّیّت.]]

26:55 وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ
26:55
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آنان ما را بر سر خشم می‌آورند. [[«غَآئِظُونَ»: خشمگین‌کنندگان. بر سر خشم‌آورندگان.]]

26:56 وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَـٰذِرُونَ
26:56
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(البتّه جای هیچ گونه نگرانی نیست، و لیکن) ما گروهی هستیم محتاط (و بیدار و دوراندیش). [[«جَمِیعٌ»: گروه و دسته. جمع (نگا: قمر / 44). «حَاذِرُونَ»: افراد محتاط و دوراندیش. آگاه و بیدار.]]

26:57 فَأَخْرَجْنَـٰهُم مِّن جَنَّـٰتٍ وَعُيُونٍ
26:57
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(سرانجام آنچه می‌بایست بشود شد، و عاقبت بنی‌اسرائیل بر فرعون و فرعونیان پیروز شدند) و ما آنان را از باغها و چشمه‌سارها بیرون راندیم. [[«جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ»: مراد باغهای سرسبز و چشمه‌ساران پر آب مصر است.]]

26:58 وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ
26:58
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و (ایشان را) از میان گنجها و کاخهای مجلّل (به در کردیم). [[«کُنُوزٍ»: گنجها. «کَرِیمٍ»: مراد ارزشمند و مجلّل و مزیّن و خوش و زیبا است.]]

26:59 كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَـٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
26:59
Mostafa Khorramdel (Persian) :
این چنین (شد که بنی‌اسرائیل پیروز گشتند) و آنها را میراث بنی‌اسرائیل کردیم. [[«کَذالِکَ»: کار چنین شد. در اینجا ترتیب طبیعی داستان مراعات نشده است. بلکه نتیجه و چکیده داستان گفته شده سپس به درازا از آن سخن رفته است.]]

26:60 فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ
26:60
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(فرعون و فرعونیان) بنی‌اسرائیل را تعقیب کردند و به هنگام طلوع آفتاب بدیشان رسیدند. [[«مُشْرِقِینَ»: به طلوع خورشید رسیدگان. از مصدر (إشراق) به معنی رسیدن به وقت شُروق که به معنی طُلوع است. همان گونه که (إصباح) به معنی داخل شدن در (صَباح) و (إمساء) به معنی رسیدن به (مَساء) است. (مُشرِقِینَ) می‌تواند حال ضمیر (و) و یا (هم) باشد.]]

26:61 فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَـٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
26:61
Mostafa Khorramdel (Persian) :
هنگامی که هر دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: ما (در چنگال فرعونیان) گرفتار می‌گردیم (و هلاک می‌شویم). [[«تَرَاءَی»: دید. فعل ماضی باب تفاعل است و در رسم‌الخطّ قرآنی (تراءا) است. «مُدْرَکُونَ»: رسیدگان. گرفتارشدگان.]]

26:62 قَالَ كَلَّآ ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ
26:62
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(موسی) گفت: چنین نیست. پروردگار من با من است. (قطعاً به دست دشمنم نمی‌سپارد و به راه نجات) رهنمودم خواهد کرد. [[«کلاّ»: چنین نیست. این واژه حرفی است که سخن پیش از خود را ردّ و نفی می‌کند. یعنی: نگوئید که فرعون و سپاهیانش به ما می‌رسد. «مَعِیَ»: (نگا: طه / 46).]]

26:63 فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ ۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ
26:63
Mostafa Khorramdel (Persian) :
به دنبال آن به موسی پیام دادیم که عصای خود را به دریا بزن. (وقتی عصا را به دریا زد) دریا از هم شکافت، و هر بخشی همچون کوه بزرگی گردید (و دوازده راه خشک در آن پدیدار شد، و هر گروهی از اسباط دوازده‌گانه‌ی بنی‌اسرائیل در جاده‌ای حرکت کرد). [[«إنفَلَقَ»: از هم شکافت. از هم باز شد. از هم جدا شد. «فِرْقٍ»: قِسم. بخش. مراد جوانب آبی است که واپس رفته است. «الطَّوْد»: کوه. کوه بزرگ. توصیف آن به عظیم در آیه، برای تأکید است.]]

26:64 وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْـَٔاخَرِينَ
26:64
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و در آنجا دیگران را (نیز به موسی و بنی‌اسرائیل) نزدیک گرداندیم (و فرعون و فرعونیان را وارد آن راه‌های دوازده‌گانه کردیم). [[«أَزْلَفْنا»: نزدیک گرداندیم (نگا: شعراء / 90، / 31، تکویر / 13). «ثَمَّ»: آنجا. ظرف است. مراد وسط دریا است. «الآخَرینَ»: دیگران. مراد فرعون و لشکریان فرعون است.]]

26:65 وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
26:65
Mostafa Khorramdel (Persian) :
موسی و جملگی همراهان او را نجات دادیم. [[«أَنجَیْنَا»: نجات دادیم.]]

26:66 ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْـَٔاخَرِينَ
26:66
Mostafa Khorramdel (Persian) :
سپس دیگران را غرق کردیم.

26:67 إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
26:67
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان در این (ماجرای نجات مؤمنان و غرق کافران) درس عبرت بزرگی است (برای کسانی که چشم باز و دل آگاه داشته باشند و درباره‌ی سرگذشت جبّاران مغرور بیندیشند و اوراق تاریخ مکتوب و منظور را به دقّت بخوانند و ببینند). ولی اکثر آنان ایمان نیاوردند (و کمتر ایشان، همچون آسیه و جادوگران، به جمع مؤمنان پیوستند). [[«آیَةً»: اندرز سترگ و عبرت بزرگ.]]

26:68 وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
26:68
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان پروردگار تو با عزّت و توانا، و با محبّت و مهربان است. [[«الْعَزِیزُ»: توانا، در انتقام گرفتن از تکذیب کنندگان. «الرَّحِیمُ»: مهربان، در حق تصدیق کنندگان.]]

26:69 وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ
26:69
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(ای پیغمبر!) سرگذشت ابراهیم را برای کافران بیان دار. [[«نَبَأ»: خبر. مراد قصّه و سرگذشت است.]]

26:70 إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ
26:70
Mostafa Khorramdel (Persian) :
هنگامی که به پدرش (آزر) و قوم (بت‌پرست) خود گفت: چه چیز را پرستش می‌کنید؟ (چیزهائی را که می‌پرستید، کی شایسته‌ی پرستش می‌باشند؟).

26:71 قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَـٰكِفِينَ
26:71
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(مفتخرانه پاسخ دادند و) گفتند: بتهای بزرگی را می‌پرستیم و دائماً (به پرستش آنها می‌پردازیم و) بر عبادتشان ماندگار می‌مانیم. [[«نَظَلُّ»: بر دوام می‌مانیم. از افعال ناقصه و بیانگر استمرار در کار است. «عَاکِفِینَ»: ملازمان عبادت (نگا: بقره / 187، اعراف / 138).]]

26:72 قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ
26:72
Mostafa Khorramdel (Persian) :
گفت: آیا هنگامی که آنها را به کمک می‌خوانید، صدای شما را می‌شنوند و نیازتان را برآورده می‌کنند؟ [[«هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ؟»: آیا دعا و سخن شما را می‌شنوند؟ آیا نیازتان را برآورده می‌کنند و به شما پاسخ می‌گویند؟]]

26:73 أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ
26:73
Mostafa Khorramdel (Persian) :
یا سودی به شما می‌رسانند (اگر از آنها اطاعت کنید؟) و یا زیانی متوجّه شما می‌سازند (اگر از آنها سرپیچی نمائید؟).

26:74 قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ
26:74
Mostafa Khorramdel (Persian) :
می‌گویند: (چیزی از این کارها را نمی‌توانند بکنند) فقط ما پدران و نیاکان خود را دیده‌ایم که این چنین می‌کردند (و بتان را به گونه‌ی ما پرستش می‌نمودند و ما هم از کارشان تقلید می‌کنیم و بس. مگر می‌شود پدران و نیاکان ما در اشتباه بوده باشند؟). [[«وَجَدْنَا»: یافته‌ایم. دیده‌ایم. «آبَاء»: پدران. مراد پدران و اجداد و نیاکان است (نگا: شعراء / 76).]]

26:75 قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
26:75
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا (می‌دانید که چه کار می‌کنید و) می‌بینید که چه چیز را می‌پرستید؟! [[«أَفَرَأَیْتُمْ؟»: آیا می‌بینید؟ مراد از دیدن، اندیشیدن و دانستن و به اصل مسأله پی بردن است.]]

26:76 أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ
26:76
Mostafa Khorramdel (Persian) :
هم شما و هم پدران پیشین شما. [[«أَنتُمْ»: تأکید ضمیر فاعلی در آیه قبلی است. «الأقْدَمُونَ»: پیشینیان و گذشتگان.]]

26:77 فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:77
Mostafa Khorramdel (Persian) :
همه‌ی آنها دشمن من هستند (آنهائی که شما معبود خود می‌دانید) بجز پروردگار جهانیان. [[«عَدُوٌّ»: این واژه برای مفرد و مثنّی و جمع و مذکّر و مؤنّث یکسان به کار می‌رود (نگا: نساء / 101، انعام / 112). «إِلاّ رَبَّ»: اگر به خدا معتقد نبوده باشند و خدا جزو معبودهای آنان نبوده باشد، استثناء منقطع است و ذکر آن به منظور تأکید بر توحید خالص است. اگر هم علاوه از بتها خدا را نیز پرستش می‌کرده‌اند، ابراهیم پروردگار جهانیان را استثناء می‌کند.]]

26:78 ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ
26:78
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(پروردگار جهانیانی) که مرا آفریده است، و هم او مرا (به سوی سعادت دنیا و آخرت) راهنمائی می‌سازد (و در سراسر زندگی من حضور دارد و لحظه‌ای از من غافل نیست). [[«یَهْدِینِ»: مرا راهنمائی می‌کند و دستگیرم او است (نگا: طه / 50).]]

26:79 وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ
26:79
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آن کسی است که او مرا میخوراند و می‌نوشاند. [[«یُطْعِمُنی ...»: مراد این است که روزی‌رسانم او است و من همه جا بر سر خوان نعمت او نشسته‌ام.]]

26:80 وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
26:80
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و هنگامی که بیمار شوم او است که مرا شفا می‌دهد. [[«یَشْفِینِ»: مراد این است که شافی تنها خدا است و دکتر و دوا وسیله است. انسان مؤمن به پزشک مراجعه می‌کند و دارو می‌خورد، ولی هیچ کدام را شفا دهنده نمی‌داند و بلکه معتقد است که اگر خدا خواست دوا و درمان مؤثّر واقع می‌شوند. نان و آب وسیله سیر کردنند، ولی سیرکننده خدا است.]]

26:81 وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ
26:81
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و آن کسی است که (چون اجلم فرا رسید) او مرا می‌میراند و سپس (در رستاخیز برای حساب و کتاب و جزا و سزا) مرا زنده می‌گرداند. [[«یُحْیِینِ»: مرا زنده می‌کند. اشاره به این است که حیات‌بخش و میراننده و دوباره زنده کننده خدا است.]]

26:82 وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ
26:82
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و آن کسی است که امیدوارم در روز جزا و سزا (که قیامت برپا است) گناهم را بیامرزد. [[«أَطْمَعُ»: چشم طمع می‌دوزم. امیدوارم. «خَطِیئَتِی»: گناهم. لغزشم. «یَوْمَ الدِّینِ»: روز حساب و کتاب و جزا و سزا (نگا: فاتحه / 4).]]

26:83 رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ
26:83
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(ابراهیم دست دعا به درگاه خدا برداشت و گفت:) پروردگارا! به من کمال و معرفت مرحمت فرما (تا در پرتو آن، حق را حق و باطل را باطل ببینم، و قدرت بر داوری صحیح در میان بندگانت داشته باشم)، و مرا (در دنیا و آخرت) از زمره‌ی شایستگان و بایستگان گردان. [[«حُکْماً»: کمال و معرفت. شناخت عمیق همراه با قدرت داوری. کمال علم و عمل. حکمت (نگا: شعراء / 21).]]

26:84 وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍ فِى ٱلْـَٔاخِرِينَ
26:84
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و (با توفیق در طاعت و عبادت و اعمال نیک) برای من ذکر خیر و نام نیک در میان آیندگان بر جای دار. [[«لِسَانَ صِدْقٍ»: ذکر خیر. نام نیک (نگا: مریم / 50). «الآخِرینَ»: کسانی که بعدها می‌آیند و در زمین زندگی می‌کنند. آیندگان جهان.]]

26:85 وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ
26:85
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و مرا از زمره‌ی کسانی ساز که بهشت پرنعمت را فراچنگ می‌آورند. [[«وَرَثَةِ جَنَّةِ»: وارثان بهشت. مراد کسانی است که در پرتو ایمان به الله و پرستش خدا بهشت را به دست می‌آورند (نگا: اعراف / 43). «جَنَّةِ النَّعِیمِ»: (نگا: مائده / 65، یونس / 9، حجّ / 56).]]

26:86 وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
26:86
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و پدرم را (با رهنمود به ایمان و توفیق در طاعت و عبادت، مورد مرحمت و مشمول مغفرت گردان، و بدین وسیله او را) که از گمراهان است بیامرز. [[«إِغْفِرْ ...»: طلب آمرزش ابراهیم برای پدرش آزر، پیش از فوت آزر است، و ابراهیم وقت جدا شدن از او بدو وعده داده بود که برای وی طلب آمرزش کند. امّا چون دید که او با کفر از جهان رفت، از او بیزاری جست و طلب آمرزش را قطع کرد (نگا: توبه / 114).]]

26:87 وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ
26:87
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و مرا خوار و رسوا مدار در روزی که (مردمان برای حساب و کتاب و سزا و جزا، زنده و) برانگیخته می‌شوند. [[«یُبْعَثُونَ»: (نگا: اعراف / 14، حجر / 36، مؤمنون / 100).]]

26:88 يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ
26:88
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آن روزی که اموال، (یعنی نیروی مادی)، و اولاد، (یعنی نیروی انسانی، به کسی) سودی نمی‌رساند. [[«یَوْمَ»: ظرف و مراد قیامت است.]]

26:89 إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
26:89
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بلکه تنها کسی (نجات پیدا می‌کند و از اموالی که در راه آفریدگار صرف، و از اولادی که در مسیر پروردگار رهنمود کرده باشد، سود می‌برد) که با دل سالم (از بیماری کفر و نفاق و ریا) به پیشگاه خدا آمده باشد. [[«إِلاّ مَنْ ...»: مگر کسی که. لیکن کسی که. واژه (مَنْ) می‌تواند مرفوع و بدل از فاعل (یَنفَعُ) و مضافی پیش از آن مقدّر باشد که تقدیر چنین خواهد بود: لا یَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاّ مالُ و بَنُو مَنْ أَتَی اللهَ بَقَلْبٍ سَلیمٍ. و یا این که واژه (مَنْ) منصوب و مفعول بوده و در اصل بدل از مفعول محذوف باشد که تقدیر چنین خواهد بود: یَوْمَ لاْ یَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ أَحَدَاً إَلاّ مَنْ أَتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ. در هر صورت اموال و اولادی به انسان سود می‌رسانند که تبدیل به باقیات صالحات شده باشند. «قَلْبٍ سَلیمٍ»: دل سالم از بیماری کفر و نفاق و ریا (نگا: اعراف / 147، احزاب / 19، بقره / 264).]]

26:90 وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ
26:90
Mostafa Khorramdel (Persian) :
در آن هنگام بهشت برای پرهیزگاران نزدیک گردانده می‌شود (و آنان که از کفر و معاصی رویگردان، و به ایمان و طاعت در جهان روی آورده بودند، به سوی آن می‌روند). [[«أُزْلِفَتْ»: نزدیک گردانده شد.]]

26:91 وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ
26:91
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و دوزخ برای گمراهان آشکار گردانده می‌شود. [[«بُرِّزَتْ»: نموده شد. آشکار گردید. «الْغَاوِینَ»: گمراهان.]]

26:92 وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
26:92
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و بدیشان گفته می‌شود: کجا هستند معبودهائی که پیوسته آنها را عبادت می‌کردید؟ [[«مَا»: چیزهائی که. مراد معبودهای دروغین است.]]

26:93 مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ
26:93
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(معبودهای) غیر از خدا. آیا آنها (در برابر این شدائد و سختیهائی که اکنون با آن روبرو هستید و هستند) شما را کمک می‌کنند یا خویشتن را یاری می‌دهند؟ [[«یَنتَصِرُونَ»: باز می‌دارند. خویشتن را به دور می‌دارند. انتصار به معنی یاری دادن خود یا کمک خواستن و یا دفع بلا از خویشتن است (نگا: کهف / 43، قصص / 81، قمر / 10، رحمن / 35).]]

26:94 فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ
26:94
Mostafa Khorramdel (Persian) :
پس از آن، آنان (که پرستش شوندگان گمراهساز) همراه گمراهان (که پرستش کنندگان ایشان بودند) پیاپی به دوزخ سرنگون افکنده می‌شوند. [[«کُبْکِبُوا»: سرنگون و پیاپی فرو افکنده می‌شوند.]]

26:95 وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ
26:95
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و جملگی لشکریان اهریمن (نیز همراه آن دو گروه به دوزخ سرنگون می‌گردند). [[«جُنُودُ إِبْلِیسَ»: لشکریان و یاوران ابلیس. مراد پیروان ابلیس، یعنی جنایتکاران و معصیت پیشگان سراسر تاریخ است (نگا: اعراف / 18، حجر / 43).]]

26:96 قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ
26:96
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آنان (که معبودهای دروغین را پرستیده‌اند) در آنجا به کشمکش (با معبودهای خود) می‌پردازند و می‌گویند: [[«وَ هُمْ فِیهَا یَخْتَصِمُونَ»: جمله حالیّه است.]]

26:97 تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
26:97
Mostafa Khorramdel (Persian) :
به خدا سوگند ما در گمراهی آشکاری بوده‌ایم. [[«إِن کُنَّا»: واژه (إِنْ) مخفّف از مثقّله و در اصل چنین است: إِنَّا کُنَّا.]]

26:98 إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:98
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آن زمان که ما شما (معبودان دروغین) را با پروردگار جهانیان (در عبادت و طاعت) برابر می‌دانستیم. [[«إِذْ»: زمانی که. ظرف زمان گمراهی است. یا (إِذْ) تعلیلیّه است (نگا: زخرف / 39).]]

26:99 وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ
26:99
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و ما را جز بزهکاران (شیاطین نام) گمراه نکرده است. [[«الْمُجْرِمُونَ»: مراد شیطان و یاوران او، یا رؤساء و کبراء ایشان است (نگا: احزاب / 67).]]

26:100 فَمَا لَنَا مِن شَـٰفِعِينَ
26:100
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(ای وای بر ما! امروز) ما اصلاً شفاعت کنندگانی نداریم (که ما را برهانند! ما که معتقد به میانجیگری میانجیگران برای نجات خود بودیم). [[«مِن شَافِعِینَ»: واژه (مِنْ) بیانگر عمومیّت نفی چیزی است که پس از آن قرار دارد (نگا: تفسیر المصحف المفسّر).]]

26:101 وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ
26:101
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(همچنین، امروز) دوست صمیمی و دلسوزی هم نداریم (تا دست کم گریه‌ای برای ما سر دهد). [[«حَمیمٍ»: گرم. مراد صمیمی و دلسوز است.]]

26:102 فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
26:102
Mostafa Khorramdel (Persian) :
کاش! (به جهان) برگشتی داشتیم تا از زمره‌ی مؤمنان می‌شدیم (و در پرتو ایمان درست و اعمال شایسته، از عذاب دوزخ نجات می‌یافتیم و به بهشت در می‌آمدیم). [[«لَوْ»: واژه (لَوْ) در اینجا در معنی (لَیْتَ) و برای تمنّی است. «کَرَّةً»: رجعت. برگشت. مراد برگشت به جهان است (نگا: مؤمنون / 99 و 100).]]

26:103 إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
26:103
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان در این (سرگذشت ابراهیم) پند و عبرتی (برای عاقلان قوم تو و سایر فرزانگان) است، ولی (جای تعجّب است) بیشتر آنان ایمان نداشته (و ایمان نمی‌آورند). [[«آیَةً»: پند و اندرز. درس عبرت.]]

26:104 وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
26:104
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قطعاً پروردگارت (بر انتقام از بی‌دینان) توانا و (نسبت به مؤمنان) مهربان است. [[«وَ إِنَّ رَبَّکَ ...»: تکرار این نوع جمله‌ها دلداری مؤثّری است برای پیغمبر و مؤمنان اندک صدر اسلام، و برای اقلیت مؤمنان در برابر اکثریّت گمراهان در هر عصر و زمان.]]

26:105 كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
26:105
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(ماجرای آموزنده‌ی دیگری مربوط به قوم نوح است). قوم نوح پیغمبران را تکذیب کردند. [[«کَذَّبَتْ ...»: قوم نوح با تکذیب نوح، همه پیغمبران را نیز تکذیب کرده‌اند، چرا که تکذیب پیغمبری، تکذیب همه پیغمبران بشمار است؛ شاید هم قوم نوح، منکر همه پیغمبران و به طور کلّی همه ادیان آسمانی بوده‌اند (نگا: فرقان / 37). تأنیث فعل (کَذَّبَتْ) به خاطر این است که واژه (قوم) به صورت مذکّر و مؤنّث به کار می‌رود، و به طور کلّی هر اسم جمعی فعل آن می‌تواند به صورت مذکّر و مؤنّث ذکر شود.]]

26:106 إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
26:106
Mostafa Khorramdel (Persian) :
زمانی که هم‌نژادشان نوح بدیشان گفت: هان! پرهیزگاری کنید! [[«أَخُوهُمْ»: برادرشان. مراد همنژادشان است، همان گونه که می‌گویند: أَخُوالْعَرَب. أَخُوتَمیم. «أَلا تَتَّقُونَ»: آیا پرهیزگاری نمی‌کنید؟ هان! پرهیزگاری کنید.]]

26:107 إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
26:107
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قطعاً من برای شما پیغمبر امینی هستم. [[«أَمینٌ»: امین در ادای رسالت آسمانی. مشهور به امانت در میان مردم.]]

26:108 فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
26:108
Mostafa Khorramdel (Persian) :
از خدا بترسید و از من اطاعت کنید. [[«إِتَّقُوااللهَ»: از عذاب خدا خویشتن را در امان دارید. از خدا بترسید.]]

26:109 وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:109
Mostafa Khorramdel (Persian) :
من در مقابل این دعوت هیچ مزدی از شما نمی‌خواهم. مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست. [[«عَلَیْهِ»: در برابر دعوت و تبلیغ اوامر و نواهی. «إِنْ»: حرف نفی است.]]

26:110 فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
26:110
Mostafa Khorramdel (Persian) :
پس از خدا بترسید و از من اطاعت کنید. [[«أَطیعُونِ»: از من اطاعت کنید. مراد پذیرش دستور آسمانی است.]]

26:111 ۞ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ
26:111
Mostafa Khorramdel (Persian) :
گفتند: آیا ما (اشراف و نجباء) به شما ایمان بیاوریم، در حالی که پست‌ترین و بی‌ارزش‌ترین افراد از تو پیروی کرده‌اند؟! (چگونه انتظار داری افراد ثروتمند و والامقام، با مشتی بی‌سر و پا و گمنام، همراه و همنشین شوند؟!). [[«وَاتَّبَعَکَ»: حرف (و) حالیّه است. «الأرْذَلُونَ»: پست‌ترین مردم. مراد افراد بی‌چیز و بی‌مقام است (نگا: هود / 27).]]

26:112 قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
26:112
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(نوح) گفت: (وظیفه‌ی من دعوت همگان به سوی حق و اصلاح جامعه است) من چه می‌دانم آنان چه کاری داشته‌اند؟ (و گذشته‌ی ایشان چه بوده است؟ مهم امروز است که دعوت مرا پذیرفته و در مقام خودسازی برآمده‌اند و در راه حق گام نهاده‌اند). [[«مَا عِلْمی»: من چه می‌دانم. من نمی‌دانم. واژه (ما) می‌تواند اسم استفهام یا حرف نفی باشد.]]

26:113 إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ
26:113
Mostafa Khorramdel (Persian) :
حساب (اعمال و جزای کار) ایشان جز بر عهده‌ی پروردگارم نیست، اگر شما فهمیده و باشعور باشید (می‌دانستید که کار خوب و بد گذشته‌ی ایشان از دید خدا پنهان نبوده است و سر و کارشان با خدا است نه با من). [[«إِنْ»: حرف نفی است.]]

26:114 وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ
26:114
Mostafa Khorramdel (Persian) :
من هرگز مؤمنان را (از پیش خود) نمی‌رانم (تا دل شما را به دست آرم). [[«طَارِد»: طرد کننده. دور کننده.]]

26:115 إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
26:115
Mostafa Khorramdel (Persian) :
من بیم دهنده‌ی آشکاری بیش نیستم. [[«إِنْ أَنَا ...»: حرف (إِنْ) نافیه است. «مُبینٌ»: واضح و آشکار.]]

26:116 قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَـٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ
26:116
Mostafa Khorramdel (Persian) :
گفتند: ای نوح! اگر (بدین رفتار و گفتار خود) پایان ندهی، قطعاً جزو سنگساران خواهی شد (و بر سر تو همان خواهد آمد که بر سر سایر مخالفان ما آمده است). [[«الْمَرْجُومِینَ»: افراد سنگباران شده. سنگساران.]]

26:117 قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ
26:117
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(نوح به پیشگاه خدا عرض کرد و) گفت: پروردگارا! قوم من، مرا دروغگو نامیدند (و دعوتم را نپذیرفتند)! [[«قالَ: رَبِّ ...»: این آیه مقدّمه تقاضای مطالب آیه بعدی است.]]

26:118 فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
26:118
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(اکنون که هیچ راهی برای هدایت این ستمگران باقی نمانده است و تمام تلاش و توانم بیفایده بوده است) میان من و اینان خودت داوری کن (و کافران و مشرکان را نابود فرما) و من و مؤمنانی را که با من هستند (از دست شکنجه و آزارشان) نجات بده. [[«إِفْتَحْ»: داوری کن (نگا: اعراف / 89). جدائی بیفکن. مراد قضاوت در میان اهل توحید و سایر کافران و مشرکان است، و حق و سزای هر گروهی را دادن و به مکافات یا مجازات رساندن است.]]

26:119 فَأَنجَيْنَـٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ
26:119
Mostafa Khorramdel (Persian) :
ما او و کسانی را که با او بودند، در کشتی پر (از انسانها و حیوانهای گوناگون و خوراک و نیازمندیهای آنان و اینان) نجات دادیم. [[«مَن مَّعَهُ»: کسانی که با او بودند. مراد پیروان ایماندار است. «الْفُلْک»: (نگا: بقره / 164). «الْمَشْحُونَ»: پر. لبریز. کشتی نوح انباشته از مردمان و حیوانات و پرندگان و خوراک و مایحتاج آنها بود (نگا: هود / 40).]]

26:120 ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ
26:120
Mostafa Khorramdel (Persian) :
سپس بقیّه را غرق کردیم. [[«بَعْدُ»: بعد از نجات نوح و مؤمنان.]]

26:121 إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
26:121
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان در این (سرگذشت نوح و سرنوشت مؤمنان و کافران) عبرت سترگ و دلیل بزرگی (بر قدرت خدا و صدق پیغمبران) است، و بیشتر مردمان (با وجود شنیدن داستان عبرت‌انگیزِ راه یافتگان و گمراهان و سرانجام کار ایشان) ایمان نمی‌آورند. [[«آیَةً»: عبرت (نگا: فرقان / 37). دلیل. «مَا کَانَ أَکْثَرُهُم بِمُؤْمِنِینَ»: اغلب مردمان آن روزی به نوح ایمان نیاوردند و غرق شدند. بیشتر کسانی که قرآن را می‌شنوند و از این سرنوشت اطّلاع حاصل می‌کنند، ایمان نمی‌آورند (نگا: هود / 17، غافر / 59، روم / 42، شعراء / 158 و 190).]]

26:122 وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
26:122
Mostafa Khorramdel (Persian) :
مسلّماً پروردگار تو چیره و توانا (بر انتقام از ستمکاران) و مهربان (در حق پرهیزگاران) است. [[«الْعَزِیز»: چیره. شکست‌ناپذیر.]]

26:123 كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ
26:123
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قوم عاد پیغمبران (خدا) را تکذیب کردند (و دروغگو نامیدند).

26:124 إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ
26:124
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بدان گاه که برادرشان هود بدیشان گفت: هان! تقوا پیشه کنید (و پرهیزگار باشید، و از عذاب خدا بپرهیزید). [[«أَلا تَتَّقُونَ»: هان! پرهیزگار باشید. آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟]]

26:125 إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
26:125
Mostafa Khorramdel (Persian) :
من پیغمبر امینی برای شما هستم. [[«رَسُولٌ أَمِینٌ»: (نگا: شعراء / 107).]]

26:126 فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
26:126
Mostafa Khorramdel (Persian) :
از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.

26:127 وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:127
Mostafa Khorramdel (Persian) :
من هیچ اجر و پاداشی در برابر این دعوت از شما نمی‌طلبم. اجر و پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نمی‌باشد. [[«عَلَیْهِ»: (نگا: شعراء / 109).]]

26:128 أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةً تَعْبَثُونَ
26:128
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا شما بالای هر بلندی و مکان مرتفعی کاخ سر به فلک کشیده‌ای می‌سازید و (در آن) به خوشگذرانی و کارهای بیهوده می‌پردازید؟ [[«رِیعٍ»: مکان مرتفع. بلندی. «آیَةً»: نشانه. مراد کاخ بلند و سر به فلک کشیده است. «تَعْبَثُونَ»: کارهای بیهوده. و خوشگذرانی می‌کنید. جمله حال است برای ضمیر (و) در فعل (تَبْنُونَ).]]

26:129 وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
26:129
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و دژها و قلعه‌هائی می‌سازید که انگار جاودانه می‌مانید؟ [[«مَصَانِعَ»: دژها و کاخها. کارخانه‌ها و کارگاهها. «لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ»: انگار جاودانه می‌مانید. تا این که جاودانه بمانید. معنی آیه می‌تواند چنین هم باشد: کارخانه‌ها و کارگاهها را برای کندن کوهها و ساختن کاخها و برجها به کار می‌برید، انگار جاودانه می‌مانید؟]]

26:130 وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ
26:130
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و هنگامی که مجازات می‌کنید، از حدّ تجاوز می‌کنید و همچون ستمگران و سرکشان کیفر می‌دهید (و در برابر کمترین جرم، سنگین‌ترین جریمه و سزا روا می‌دارید و عدالت و ترحّمی ندارید). [[«بَطَشْتُمْ»: حمله‌ور شدید. یعنی سخت به دیگران و همسایگان تاخت و تاز می‌برید. در مجازات زیاده‌روی کردید و از حد فراتر رفتید (نگا: بروج / 12). «جَبّارینَ»: سرکشان و ستمگران. حال است.]]

26:131 فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
26:131
Mostafa Khorramdel (Persian) :
از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.

26:132 وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ
26:132
Mostafa Khorramdel (Persian) :
از (خشم) خدائی بپرهیزید که شما را با نعمتهائی که می‌دانید یاری داده است. [[«أَمَدَّکُمْ»: شما را یاری داده است (نگا: إسراء / 6).]]

26:133 أَمَدَّكُم بِأَنْعَـٰمٍ وَبَنِينَ
26:133
Mostafa Khorramdel (Persian) :
شما را یاری داده است با (اعطاء) چهارپایان و پسران. [[«أَمَدَّکُمْ»: این آیه، سرآغاز برشمردن امداد خداوندی است.]]

26:134 وَجَنَّـٰتٍ وَعُيُونٍ
26:134
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و با باغها و چشمه‌ها.

26:135 إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
26:135
Mostafa Khorramdel (Persian) :
من می‌ترسم عذاب روز بزرگ (قیامت) گریبانگیر شما شود. [[«یَوْمٍ عَظیمٍ»: روز بزرگ. مراد قیامت است (نگا: انعام / 15، اعراف / 59). از آنجا که در دنیا نیز انسان به مجازات عمل بد خود (نگا: اعراف / 130 و 165) یا به مکافات عمل خوبه خود (نگا: نحل / 30) می‌رسد، روز بزرگ می‌تواند روزهای سخت و وحشتناک دنیا نیز باشد (نگا: شعراء / 189).]]

26:136 قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ
26:136
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آنان (به هود پاسخ دادند و) گفتند: برای ما تفاوت نمی‌کند چه ما را اندرز بدهی یا ندهی! (بیهوده خود را خسته مکن و ما را درد سر مده). [[«قَالُوا»: قوم عاد گفتند. مراد از این سخن تحقیر و توهین است.]]

26:137 إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ
26:137
Mostafa Khorramdel (Persian) :
این (چیزهائی که به هم بافته‌ای و به ما خواهی گفت) جز شیوه و عادت پیشینیان نیست (آنانی که در گذشته خود را پیغمبر نامیده‌اند و دروغهائی را به گذشتگان تحویل داده‌اند و ادّعاهائی همچون ادّعای تو داشته‌اند). [[«إِنْ»: حرف نفی است. «خُلُقُ الأوَّلِینَ»: اخلاق و عادت گذشتگان و پیشینیان. مرادشان تکذیب همه پیغمبران است (نگا: انعام / 25). یا این که مراد این است اعمالی که آنان مرتکب می‌شدند، از قبیل بت‌پرستی و ساختن قصرها و قلعه‌های سر به فلک کشیده بر نقاط مرتفع، و خشونت در مجازات رساندن و کیفر دادن، همان چیزهائی است که پیشینیان انجام می‌داده‌اند و مطلب قابل ایرادی نمی‌باشد.]]

26:138 وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
26:138
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و ما (نه در این جهان و نه در آن جهان) عذاب داده نمی‌شویم.

26:139 فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَـٰهُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
26:139
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قوم عاد، هود را دروغگو نامیدند (و رسالتش را نپذیرفتند) و ما هم نابودشان کردیم. در این (سرگذشت قوم عاد) عبرتی است (برای کسانی که بخواهند از سرنوشت دیگران، درسی و پندی بیاموزند). اکثر قوم عاد ایمان نیاوردند (و راه کفر در پیش گرفتند و نتیجه‌ی آن را دیدند). [[«آیَةً»: درس عبرت. نشانه قدرت. «مَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ»: بیشتر قوم عاد ایمان نداشتند، بیشتر مردم به این روایت ایمان ندارند.]]

26:140 وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
26:140
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان پروردگار تو چیره و توانا (بر درهم شکستن جبّاران ستمکار) و مهربان (در حق ضعیفان دیندار) است.

26:141 كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ
26:141
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قوم ثمود پیغمبران را دروغگو نامیدند (و از آنان فرمانبرداری نکردند). [[«کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ»: (نگا: فرقان / 37و38).]]

26:142 إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَـٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
26:142
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آن زمان که برادرشان صالح بدیشان گفت: آیا تقواپیشه نمی‌سازید؟ (و از خدا نمی‌ترسید؟). [[«أَخُوهُمْ»: (نگا: شعراء / 106). «أَلا تَتَّقُونَ»: آیا تقوا پیشه نمی‌سازید؟ هان! تقواپیشه کنید (نگا: شعراء / 106).]]

26:143 إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
26:143
Mostafa Khorramdel (Persian) :
من بی‌گمان برایتان پیغمبر امینی هستم.

26:144 فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
26:144
Mostafa Khorramdel (Persian) :
پس از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.

26:145 وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:145
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و در قبال تبلیغ دعوت اجر و پاداشی از شما درخواست نمی‌کنم. اجر و پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست. [[«إِنْ أَجْرِیَ ...»: (نگا: شعراء / 109).]]

26:146 أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَـٰهُنَآ ءَامِنِينَ
26:146
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا (چنین تصوّر می‌کنید که جهان سرای جاودانگی است و) شما در نهایت امن و امان در ناز و نعمت جهان رها می‌شوید؟ [[«أَتُتْرَکُونَ»: آیا به ترک شما گفته می‌شود؟ آیا رها می‌شوید؟ استفهام انکاری و مفید نفی است. «مَا»: آنچه. مراد نعمت جهان است. «ههُنَا»: اینجا مراد این جهان است. «آمِنِینَ»: در امن و امان و دور از دست انتقام و مرگ و عذاب و کیفر. حال است.]]

26:147 فِى جَنَّـٰتٍ وَعُيُونٍ
26:147
Mostafa Khorramdel (Persian) :
در میان باغها و چشمه‌سارها؟

26:148 وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ
26:148
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و در میان کشتزارها، و نخلستانهائی که میوه‌های نرم و شاداب و رسیده دارند؟ [[«طَلْع»: چوبهای شکوفه خرما که خوشه خرما در درون آن قرار دارد. در اینجا مراد نخستین میوه خرما است (نگا: انعام / 99، ِ / 10). «هَضِیمٌ»: درهم فرو رفته و پر و تنگ یکدیگر. نرم و لطیف و شاداب و رسیده.]]

26:149 وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًا فَـٰرِهِينَ
26:149
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و ماهرانه در دل کوهها خانه‌هائی را بتراشید (و بسازید و در آنها به عیش و نوش بپردازید؟) [[«تَنْحِتُونَ»: می‌تراشید. «فَارِهِینَ»: حاذقانه و ماهرانه. سرمستانه و هواپرستانه و شادان و خندان. حال ضمیر (و) در فعل (تَنْحِتُونَ) است.]]

26:150 فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
26:150
Mostafa Khorramdel (Persian) :
از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.

26:151 وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ
26:151
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و از فرمان اسراف کنندگان فرمانبرداری مکنید. [[«أَمْرَ»: فرمان. مراد دستور و فرمان سران و رهبران ستمکار و بزهکار است.]]

26:152 ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ
26:152
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آن کسانی که در زمین تباهی می‌نمایند و اصلاح نمی‌کنند.

26:153 قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
26:153
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(قوم ثمود به صالح پاسخ دادند و) گفتند: تو از زمره‌ی جادوشدگان و دیوانگان هستی و بس. (این است که چنین پریشان‌گوئی و یاوه‌سرائی می‌کنی). [[«الْمُسَحَّرِینَ»: جادوشدگان. عقل از دست دادگان و دیوانگان (نگا: اسراء / 47).]]

26:154 مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
26:154
Mostafa Khorramdel (Persian) :
تو انسانی همچون خود ما بیش نیستی، (آخر چگونه گمان می‌بری که پیغمبر شده‌ای؟) اگر از زمره‌ی راستگویانی، معجزه‌ای را به ما بنما. [[«آیَةً»: معجزه. نشانه.]]

26:155 قَالَ هَـٰذِهِۦ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ
26:155
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(هنگامی که خدا شتر ماده‌ای را معجزه‌آسا برای صالح پدیدار کرد، صالح بدیشان) گفت: این شتری است (که خدا آن را معجزه‌ی شما نموده است). یک روز سهم آب متعلّق به آن و روز جداگانه‌ی دیگری سهم آب متعلّق به شما است. [[«نَاقَةٌ»: (نگا: اعراف / 73 و 77، هود / 64، اسراء / 59، قمر / 27). «شِرْبٌ»: سهم آب. نصیب و بهره‌ای از آب. این شتر، یک شتر عادی نبوده و گویا از ویژگیهای آن یکی این بوده است که یک روز آب آبادی را به خود اختصاص می‌داد و می‌نوشید!]]

26:156 وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ
26:156
Mostafa Khorramdel (Persian) :
کمترین آزاری به آن نرسانید که اگر چنین کنید عذاب روز بزرگ، شما را فرو خواهد گرفت. [[«یَوْمٍ عَظیمٍ»: روز بزرگ. مراد عذاب بزرگ است که در روز معیّن و مقدّر رخ می‌دهد. نسبت دادن عظیم به روز، به جای نسبت آن به عذاب برای مبالغه است. چرا که عظمت روز، به علّت عظمت بلا و مصیبت وارده است.]]

26:157 فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَـٰدِمِينَ
26:157
Mostafa Khorramdel (Persian) :
ولی آنان شتر را (با تیر) کشتند و (عذاب خدا را در چند قدمی خود دیدند و از کرده‌ی خود) پشیمان شدند. [[«عَقَرُوهَا»: شتر را کشتند (نگا: اعراف / 77، هود / 65).]]

26:158 فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
26:158
Mostafa Khorramdel (Persian) :
عذاب ایشان را فرو گرفت (و پشیمانی بدیشان سودی نبخشید). مسلّماً در این (سرگذشتِ پایمردی پیغمبران و مؤمنان، و سرنوشت کافران و ظالمان) درس عبرتی (برای مردمان، و همچنین نشانه‌ای از قدرت خداوند جهان در یاری دینداران و نابودی بی‌دینان و گردنکشان تاریخ) است. و اکثر (قوم ثمود هم ایمان نیاوردند و همچون قوم عاد) ایشان (نیز از زمره‌ی) مؤمنان نشدند. [[«إِنَّ فِی ذلِکَ ...»: (نگا: شعراء / 139).]]

26:159 وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
26:159
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان پروردگار تو چیره (بر گردنکشان و) مهربان (در حق مؤمنان) است.

26:160 كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
26:160
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قوم لوط پیغمبران را دروغگو نامیدند (و از ایشان پیروی نکردند).

26:161 إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ
26:161
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آن زمان که برادرشان لوط بدیشان گفت: هان! پرهیزگاری کنید. [[«أَلا تَتَّقُونَ»: (نگا: شعراء / 106).]]

26:162 إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
26:162
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان من پیغمبر امینی برای شما هستم.

26:163 فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
26:163
Mostafa Khorramdel (Persian) :
از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.

26:164 وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:164
Mostafa Khorramdel (Persian) :
در برابر این (دعوت آسمانی) مزدی از شما نمی‌خواهم. اجر و پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست. [[«إِنْ أَجْرِیَ ...»: (نگا: شعراء / 109).]]

26:165 أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:165
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا در میان جهانیان، به سراغ جنس ذکور می‌روید (و با ایشان به جای زنان آمیزش می‌نمائید؟). [[«الذُّکْرَانَ»: جمع ذَکَر، نرها، مراد مردان است (نگا: شوری / 50). «مِنَ الْعَالَمِینَ»: در میان زنان و مردان، به سراغ مردان می‌روید و همجنسگرائی می‌کنید. در میان مردمان جهان، تنها شما این انحراف را پیش گرفته و به چنین کار پست و ننگینی آلوده‌اید.]]

26:166 وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ
26:166
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و همسرانی را که پروردگارتان برایتان آفریده است رها می‌سازید. بلکه اصلاً شما قومی هستید که (با ارتکاب همه‌ی معاصی، در ظلم به خود و جامعه) از حدّ می‌گذرید (و مرزی میان خوب و بد به رسمیّت نمی‌شناسید). [[«تَذَرُونَ»: رها می‌سازید. ترک می‌کنید (نگا: بقره / 278). «عَادُونَ»: متجاوزین. از حدود و مقرّرات خدا درگذرندگان (نگا: بقره / 173 و 190).]]

26:167 قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَـٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ
26:167
Mostafa Khorramdel (Persian) :
گفتند: ای لوط! اگر (از این سخنان) دست نکشی، از زمره‌ی تبعید شدگان (از شهر و دیار ما) خواهی بود. [[«الْمُخْرَجِینَ»: اخراج شدگان. تبعید شدگان.]]

26:168 قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ
26:168
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(لوط بدیشان پاسخ داد و) گفت: من از کار شما نفرت دارم (و زشت و ناپسندش می‌دانم). [[«الْقَالِینَ»: جمع قالی، دشمن دارندگان. بیزاران، کینه به دل دارندگان.]]

26:169 رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ
26:169
Mostafa Khorramdel (Persian) :
پروردگارا! مرا و اهل و عیال و پیروان مرا از (عذابی که سزاوار) کارهای ایشان (است) به دور و محفوظ دار! [[«أَهْلِی»: مراد از اهل، افراد مؤمن خانواده و همه پیروان است. «مِمَّا یَعْمَلُونَ»: از آنچه انجام می‌دهند. مراد نجات از بلا و عذاب درهم کوبنده‌ای است که زشتکاریها و گناهان ایشان به دنبال دارد.]]

26:170 فَنَجَّيْنَـٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
26:170
Mostafa Khorramdel (Persian) :
ما او را و جملگی خاندان و پیروان او را (از عذاب و بلای نابودکننده‌ی ناشی از کردار بزهکاران) رهائی بخشیدیم. [[«أَجْمَعِین»: جملگی. تأکید است.]]

26:171 إِلَّا عَجُوزًا فِى ٱلْغَـٰبِرِينَ
26:171
Mostafa Khorramdel (Persian) :
مگر پیرزنی را که (همسر او بود، و به سبب همکاری با بزهکاران) از هلاک شدگان گردید. [[«عَجُوزاً»: پیرزنی. مراد همسر لوط است (نگا: تحریم / 10). «الْغَابِرِینَ»: هالکین. نابود شوندگان (نگا: اعراف / 83). باقیماندگان. «فِی الْغَابِرِینَ»: از زمره هلاک شوندگان. از جمله باقیماندگان در عذاب به همراه کافران و فاجران.]]

26:172 ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْـَٔاخَرِينَ
26:172
Mostafa Khorramdel (Persian) :
سپس ما دیگران را نابود کردیم (و جملگی اهل شهر را با شهر زیر و رو نموده و درهم کوبیدیم). [[«الآخَرِینَ»: دیگران. مراد ساکنان شهر است که لوط و مؤمنان از میانشان گریخته و به بیرون شهر رفته بودند.]]

26:173 وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ
26:173
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و بر سرشان باران (سنگ) را باراندیم امّا چه باران بدی که این گروه تهدید شدگان را فرو گرفت! (بارانی که سخت شهر و دیارشان را ویران و نابود کرد). [[«أَمْطَرْنَا»: باراندیم. مراد سنگباران است (نگا: هود / 82). «الْمُنذَرِینَ»: بیم داده شدگان. تهدید شدگان. مراد قوم لوط است که توسّط لوط تهدید به عذاب الهی شده بودند.]]

26:174 إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
26:174
Mostafa Khorramdel (Persian) :
در این (ماجرای قوم لوط) درس عبرتی (برای هوشیاران) است، و بیشتر آن قوم ایمان نیاوردند (و سزای خود را دیدند).

26:175 وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
26:175
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قطعاً پروردگار تو چیره (بر نابودی بزهکاران و جبّاران تاریخ) و مهربان (در حق مؤمنان) است.

26:176 كَذَّبَ أَصْحَـٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ
26:176
Mostafa Khorramdel (Persian) :
ساکنان اَیْکَه پیغمبران را دروغگو نامیدند (و از ایشان پیروی نکردند). [[«أَصْحَابُ الأیْکَةِ»: (نگا: حجر / 78).]]

26:177 إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ
26:177
Mostafa Khorramdel (Persian) :
هنگامی که شعیب بدیشان گفت: هان! پرهیزگاری کنید. [[«أَلا تَتَّقُونَ»: (نگا: شعراء / 106).]]

26:178 إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
26:178
Mostafa Khorramdel (Persian) :
مسلّماً من برای شما پیغمبر امینی هستم.

26:179 فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
26:179
Mostafa Khorramdel (Persian) :
از خدا بترسید و از من پیروی کنید.

26:180 وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:180
Mostafa Khorramdel (Persian) :
من در برابر دعوت خود هیچ گونه پاداشی از شما نمی‌خواهم و پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست.

26:181 ۞ أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ
26:181
Mostafa Khorramdel (Persian) :
پیمانه را به تمام و کمال بپردازید، و از زمره‌ی کم‌دهندگان (جنس به مردم و کاهندگان اموال ایشان) نباشید. [[«أَوْفُوا الْکَیْلَ»: (نگا: انعام / 152). «الْمُخْسِرِینَ»: کم دهندگان، کاهندگان (نگا: الرحمن / 9، مطفّفین / 3).]]

26:182 وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ
26:182
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و با ترازوی درست (اشیاء و اجناس را) بکشید. [[«زِنُوا»: وزن کنید. بکشید. «الْقِسْطَاسِ»: ترازو. «الْمُسْتَقِیمِ»: صحیح و درست.]]

26:183 وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
26:183
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و اشیاء مردم را نکاهید (و حقوق ایشان را ضایع نکنید) و در زمین تباهی نورزید. [[«لا تَبْخَسُوا»: نکاهید (نگا: اعراف / 85، هود / 85). «لا تَعْثَوْا» فساد نکنید (نگا: بقره / 60).]]

26:184 وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ
26:184
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و بپرهیزید از (عذاب) کسی که شما و نسلهای گذشته را آفریده است. [[«الْجِبِلَّةَ»: جماعت و گروه. مراد دسته‌ها و نسلهای قوی و مقتدر است (نگا: یس / 62).]]

26:185 قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
26:185
Mostafa Khorramdel (Persian) :
گفتند: تو قطعاً از جمله‌ی جادوشدگان و دیوانگانی. [[«الْمُسَحَّرِینَ»: (نگا: شعراء / 153).]]

26:186 وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ
26:186
Mostafa Khorramdel (Persian) :
تو انسانی جز ما نیستی و ما مسلّماً تو را از زمره‌ی دروغگویان می‌دانیم. [[«إِنْ»: حتماً. مسلّماً. مخفّف از مثقّله است. بعضی هم حرف (إِنْ) را نافیه و لام (لَمِن) را به معنی (إِلاّ) می‌دانند.]]

26:187 فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
26:187
Mostafa Khorramdel (Persian) :
اگر راست می‌گوئی (که پیغمبری) تکّه‌هائی از آسمان بر سر ما فرو ریز. [[«کِسَفاً»: جمع کِسْفَة، قطعات. تکّه‌ها (نگا: اسراء / 92).]]

26:188 قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ
26:188
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(شعیب بدیشان) گفت: پروردگار من آگاه‌تر (از هر کسی) از کارهائی است که شما می‌کنید (و معاصی و گناهانی که می‌ورزید. مطمئنّاً عذاب درخور گناهتان را در وقت مقدّر به شما می‌رساند). [[«رَبِّی أَعْلَمُ ...»: این سخن بر نهایت تفویض و توکّل شعیب، و غایت تهدید ایشان دلالت دارد.]]

26:189 فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
26:189
Mostafa Khorramdel (Persian) :
او را تکذیب کردند و در نتیجه عذاب روزِ ابر ایشان را فرو گرفت (و آتش سوزان آنان را سوزاند). واقعاً عذاب روز بزرگی بود. [[«الظُّلَّةِ»: ابر سایه‌گستر (نگا: اعراف / 171). گویا از شدّت گرما به زیر ابر بزرگی پناهنده شده بودند و ابر بر آنان باران آتش باراند و ایشان را به بدترین وجه سوزاند. «عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ»: (نگا: شعراء / 135 و 156).]]

26:190 إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
26:190
Mostafa Khorramdel (Persian) :
همانا در این (سرگذشت نیز) درس عبرتی است (برای عاقلان) و بیشتر ایشان (هم) ایمان نیاوردند (و جزای خود را دیدند).

26:191 وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
26:191
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بی‌گمان پروردگارت چیره و مهربان است.

26:192 وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
26:192
Mostafa Khorramdel (Persian) :
این (قرآن) فرو فرستاده‌ی پروردگار جهانیان است (و همه‌ی سرگذشتهای مذکور در آن راست، و احکام آن تا روز قیامت برجا و واجب‌الاجرا است). [[«إِنَّهُ»: همانا قرآن. «تَنزِیلُ»: مصدر است و به معنی اسم مفعول است، یعنی مُنَزَّل و فرو فرستاده (نگا: انعام / 114).]]

26:193 نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ
26:193
Mostafa Khorramdel (Persian) :
جبرئیل آن را فرو آورده است. [[«الرُّوحُ الأمِینُ»: لقب جبریل (ع) است.]]

26:194 عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ
26:194
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بر قلب تو، تا از زمره‌ی بیم دهندگان باشی. [[«قَلْب»: مراد روح پیغمبر است که پایگاه نزول معجزه بزرگ و جاویدان قرآن است.]]

26:195 بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّ مُّبِينٍ
26:195
Mostafa Khorramdel (Persian) :
با زبان عربی روشن و آشکاری است. [[«بِلِسَانٍ»: جار و مجرور متعلّق به فعل (نَزَل) است. «مُبِینٍ»: واضح و روشن (نگا: یوسف / 1).]]

26:196 وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ
26:196
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(وصف) این قرآن در کتابهای پیشینیان (از قبیل تورات و انجیل) موجود است. [[«زُبُر»: جمع زَبُور. کتابها (نگا: آل‌عمران / 184، نحل / 44). «إِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الأوَّلِینَ»: بیشتر فضائل و عقائد و مواعظ و قصص قرآن و صفات پیغمبر، در کتابهای پیغمبران پیشین موجود بوده است (نگا: بقره / 89، طه / 133، اعلی / 18 و 19). این فرموده، به اعتبار اغلب است.]]

26:197 أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَـٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
26:197
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا همین نشانه برای (ایمان آوردن) ایشان کافی نیست که علمای بنی‌اسرائیل (به خوبی) از آن آگاهند؟! [[«آیَةً»: نشانه. دلیل و برهان بر صدق رسول. «أَن یَعْلَمَهُ ...»: مراد علم و آگاهی بنی‌اسرائیل از دلائل حقّانیّت قرآن و صدق دعوت است (نگا: بقره / 146، رعد / 43).]]

26:198 وَلَوْ نَزَّلْنَـٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ
26:198
Mostafa Khorramdel (Persian) :
اگر قرآن را بر یکی از غیر عربها نازل می‌کردیم. [[«بَعْضِ»: یکی. فردی. «الأعْجَمِینَ»: غیر عربها. مفرد آن أَعْجَم، یعنی کسی که سخنش برای عربها نامفهوم باشد. عربها به غیر عربها، عجم می‌گویند.]]

26:199 فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ
26:199
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و او قرآن را برای آنان می‌خواند (به گونه‌ی کاملاً رسا و گویا و صحیح و زیبا) به آن ایمان نمی‌آوردند. [[«مَا کَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ»: مراد این است که قرآن چه رسد به این که توسّط پیغمبری از خودشان آمده است، اگر توسّط فردی غیر عرب هم به دستشان می‌رسید و اعجاز آن را بیش از پیش هم می‌دیدند و به فرض می‌دانستند که چنین کلامی ساخته چنین فردی نمی‌تواند باشد، باز هم ایمان نمی‌آوردند.]]

26:200 كَذَٰلِكَ سَلَكْنَـٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ
26:200
Mostafa Khorramdel (Persian) :
ما این گونه قرآن را (با بیانی گویا و رسا، و به شیوه‌ی ساده و آسان، توسّط فردی از خودشان) به دلهای بزهکاران وارد می‌گردانیم (و فصاحت و بلاغت و اعجاز آن را بدیشان می‌فهمانیم. امّا ...). [[«سَلَکْنَاهُ»: آن را داخل و وارد می‌گردانیم (نگا: حجر / 12).]]

26:201 لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ
26:201
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(امّا ایشان، به سبب دلهای بیماری که دارند) بدان ایمان نمی‌آورند، تا عذاب دردناک را (و مجازات شدیدی را که بدان بیم داده شده بودند) می‌بینند. (امّا چه فایده که دیگر ایمان ایشان پذیرفته و سودمند نیست). [[«الْعَذَاب»: مراد عقاب و عذابی است که از آن بیم داده شده‌اند.]]

26:202 فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
26:202
Mostafa Khorramdel (Persian) :
عذاب، ناگهانی گریبانگیر ایشان می‌گردد. به گونه‌ای که نمی‌فهمند (چگونه و از کجا سر رسیده است). [[«بَغْتَةً»: ناگهانی. «وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ»: به گونه‌ای که از آمدن آن خبردار و آگاه نمی‌شوند و غافلگیر می‌گردند.]]

26:203 فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ
26:203
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(و به هنگام نزول عذاب فریاد برمی‌آورند) و می‌گویند: آیا به ما مهلتی و فرصتی داده می‌شود؟! (آخر اکنون همه چیز را می‌دانیم و سخت پشیمانیم و گوش بفرمانیم! مگر چنین چیزی ممکن است؟!). [[«مُنظَرُونَ»: مهلت داده شدگان (نگا: اعراف / 15، حجر / 8 و 37). «هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ»: این جمله می‌تواند بیانگر قطع امید و اظهار تأسّف ایشان باشد، و یا این که بیانگر درخواست بی‌پاسخ آنان بشمار آید.]]

26:204 أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ
26:204
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا درخواست سرعت گرفتن و جلو افتادن (نزول) عذاب ما را داشتند؟! [[«یَسْتَعْجِلُونَ»: درخواست جلو انداختن دارند. درخواست می‌نمایند عذاب پیش از زمان خود فرا رسد. اشاره به این است که کافران بارها تمسخرکنان به پیغمبران می‌گفتند: هر چه زودتر خدا عذابی را که ما را از آن می‌ترسانید به ما برساند (نگا: اعراف / 70 و 77، انفال / 32، هود / 32، عنکبوت / 29، احقاف / 22).]]

26:205 أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَـٰهُمْ سِنِينَ
26:205
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بگو ببینم، اگر ما سالهای دیگری ایشان را (از این زندگی دنیا) بهره‌مند سازیم (و با خوشی و خرّمی مدّت دیگری را بسر ببرند). [[«اَفَرَأَیْتَ»: به من بگو. بیان کن (نگا: مریم / 77، فرقان / 43). «سِنِینَ»: سالها.]]

26:206 ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ
26:206
Mostafa Khorramdel (Persian) :
سپس عذابی که به آنان وعده داده می‌شود، دامنگیرشان گردد. [[«مَا»: فاعل فعل (جَآءَ) است.]]

26:207 مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ
26:207
Mostafa Khorramdel (Persian) :
این تمتّع و بهره‌گیری از دنیا، برای آنان چه سودی خواهد داشت؟ [[«مَا»: واژه نخستین استفهامیّه، و واژه دوم موصوله یا مصدریّه است.]]

26:208 وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ
26:208
Mostafa Khorramdel (Persian) :
ما اهل هیچ شهر و دیاری را هلاک نکرده‌ایم، مگر این که بیم دهندگانی (از پیغمبران) داشته‌اند (و قبلاً به میان ایشان رفته‌اند و به اندرز و رهنمودشان برخاسته‌اند و آنان را به اوامر و نواهی خدا آشنا ساخته‌اند). [[«قَرْیَةٍ»: شهر و دیار. مراد ساکنان آنجا است.]]

26:209 ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَـٰلِمِينَ
26:209
Mostafa Khorramdel (Persian) :
تا متذکّر شوند و بیدار گردند. ما هرگز ستمگر نبوده‌ایم (تا پیش از ارسال پیغمبران و اتمام حجّت بر مردمان، ایشان را عذاب دهیم). [[«ذِکْری»: یادآوری و عبرت. مفعول له است. یا خبر مبتدای محذوف و تقدیر چنین است: هذِهِ ذِکْری ....]]

26:210 وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَـٰطِينُ
26:210
Mostafa Khorramdel (Persian) :
این قرآن را شیاطین فرو نیاورده‌اند (و بلکه جبریل آن را فرو آورده است). [[«مَا تَنَزَّلَتْ ...»: مشرکان می‌گفتند: جنّیان و شیاطین قرآن را به محمّد می‌رسانند، و او همچون کاهنان الهامات و اطّلاعات خود را از ایشان دریافت می‌دارد.]]

26:211 وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ
26:211
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(اصلاً این کار) ایشان را نسزد، و توانائی (چنین کاری را) ندارند. [[«مَا یَنْبَغِی لَهُمْ»: ایشان را نسزد. سزاوار آن نیستند.]]

26:212 إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
26:212
Mostafa Khorramdel (Persian) :
قطعاً ایشان از گوش فرا دادن (به فرشتگان و دریافت پیام آسمانی از ایشان) محروم و برکنارند. [[«السَّمْع»: گوش فرا دادن و شنیدن (نگا: حجر / 9، جنّ / 8 و 9).]]

26:213 فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ
26:213
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بجز خدا معبودی را به فریاد مخوان و پرستش مکن، که (اگر چنین کنی) از زمره‌ی عذاب شوندگان خواهی بود. [[«لا تَدْعُ»: به فریاد مخوان. به کمک مطلب. پرستش مکن. «مَعَ اللهِ»: با خدا. مراد بجز خدا است. «فَتَکُونَ ...»: مخاطب پیغمبر و مراد افراد امّت است.]]

26:214 وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ
26:214
Mostafa Khorramdel (Persian) :
خویشاوندان نزدیک خود را (از شرک و مخالفت با فرمان پروردگار) بترسان (و آنان را به سوی توحید و دادگری فرا خوان). [[«عَشِیرَة»: وابستگان و خویشان (نگا: توبه / 24).]]

26:215 وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
26:215
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و بال (محبّت و مودّت) خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستران. [[«إِخْفِضْ جَنَاحَکَ»: بگستران بال خود را. مراد نرمخوئی و فروتنی و مهربانی است (نگا: حجر / 88).]]

26:216 فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
26:216
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و اگر آنان (که خویشان تو می‌باشند) از فرمان تو سرکشی کردند، بگو: من از کار شما بیزارم (و شما را دوست نمی‌دارم). [[«عَصَوْکَ»: از تو سرپیچی و سرکشی کردند و نافرمانی نمودند. مرجع ضمیر (و) خویشان نزدیک است. یا مرجع آن مؤمنین است که اگر در احکام و فروع اسلام از محمّد (پیروی نکنند، از ایشان و معاصی ایشان بیزاری می‌جوید.]]

26:217 وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ
26:217
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و بر خدای چیره و مهربان توکّل کن.

26:218 ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ
26:218
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آن خدائی که تو را می‌بیند بدان گاه که (برای نماز تهجّد) برمی‌خیزی. [[«تَقُومُ»: برمی‌خیزی. پا می‌شوی. مراد قیام برای تهجّد، یعنی نماز شب یا سایر نمازهای دیگر است.]]

26:219 وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّـٰجِدِينَ
26:219
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و (همچنین می‌بیند) حرکت (قیام و رکوع و سجود و نشست و برخاست) تو را در میان (صف جماعت) سجده برندگان. [[«تَقَلُّبَ»: انتقال از حالی به حالی. مراد اوضاع و احوال قیام و رکوع و سجده، و بالاخره حرکات و سکنات نمازگزار است. «السَّاجِدِینَ»: سجده برندگان. مراد مؤمنانی است که به نماز جماعت مشغولند.]]

26:220 إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
26:220
Mostafa Khorramdel (Persian) :
چرا که او بس شنوا و آگاه است.

26:221 هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَـٰطِينُ
26:221
Mostafa Khorramdel (Persian) :
آیا به شما خبر بدهم شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند (و القاء وسوسه می‌کنند؟). [[«هَلْ أُنَبِّئُکُمْ ...»: این آیه پاسخ به تهمت کافران است که می‌گفتند قرآن را شیاطین به محمّد القاء می‌کنند.]]

26:222 تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ
26:222
Mostafa Khorramdel (Persian) :
بر کسانی نازل می‌گردند که کذّاب و بس گناهکار باشند. (چرا که کاهنان و غیبگویان دروغزن و پلشت‌می‌باشند). [[«أَفَّاکٍ»: مرتکب شونده زشت‌ترین دروغها. کذّابی که دائماً دروغهای بزرگ را ردیف می‌سازد. «أَثِیمٍ»: گناهکار و بزهکار.]]

26:223 يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَـٰذِبُونَ
26:223
Mostafa Khorramdel (Persian) :
(به شیاطین) گوش فرا می‌دهند، و بیشترشان دروغگویند (و از پیش خود چیزهائی به هم می‌بافند). [[«یُلْقُونَ السَّمْعَ»: گوش فرا می‌دهند. شنیده‌های خود را به دیگران القاء می‌کنند و می‌رسانند. «وَ أَکْثَرُهُمْ کَاذِبُونَ»: بیشترشان دروغگویند. مراد این است که کاهنان و غیبگویان مطلقاً دروغگویند، ولی سخنان دروغ خود را در لابلای سخنان و واژه‌های صحیح پنهان و بیان می‌دارند.]]

26:224 وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ
26:224
Mostafa Khorramdel (Persian) :
سرگشتگان و گمراهان از شعراء پیروی می‌کنند. [[«الشُّعَرَآءُ ...»: کافران می‌گفتند قرآن شعر است و محمّد از زمره شاعران است. خدا می‌فرماید اغلب شعراء سخنانشان مبتنی بر باطل و دروغ است و به دنبال خیال روان می‌گردند. ولی محمّد از خدا سخنان خود را دریافت می‌دارد و کلامش احکام و حکمت و دستور زندگی است.]]

26:225 أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ
26:225
Mostafa Khorramdel (Persian) :
مگر نمی‌بینی که آنان به هر راهی بی‌هدف پا می‌گذارند (و غرق تخیّلات و تشبیهات شاعرانه‌ی خویش بوده و در بند منطق و استدلال نمی‌باشند؟). [[«وَادٍ»: درّه. مراد راه است. نوع کلام و فن سخن. مراد انواع شعر، از قبیل: هجاء و مدح و غزل و غیره است. در اینجا تنها فنون و انواع شعر مورد نظر است. «یَهِیمُونَ»: سرگشته روان می‌گردند. بی‌هدف اقدام می‌کنند.]]

26:226 وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
26:226
Mostafa Khorramdel (Persian) :
و این که ایشان چیزهائی می‌گویند که خودشان انجام نمی‌دهند و بدانها عمل نمی‌کنند.

26:227 إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
26:227
Mostafa Khorramdel (Persian) :
مگر شاعرانی که مؤمن هستند و کارهای شایسته و بایسته می‌کنند و بسیار خدا را یاد می‌نمایند (و اشعارشان مردم را به یاد خدا می‌اندازد) و هنگامی که مورد ستم قرار می‌گیرند (با این ذوق خویش خود را و سایر مؤمنان را) یاری می‌دهند. و کسانی که ستم می‌کنند خواهند دانست که بازگشتشان به کجا و سرنوشتشان چگونه است!! [[«إِنتَصَرُوا»: کمک کردند و یاری دادند. مراد دفاع از اسلام و مؤمنان و پاسخ به هجاء باطل کافران با هجاء حق است. «مُنقَلَبٍ»: مرجع، بازگشت (نگا: کهف / 36). «یَنقَلِبُونَ»: برمی‌گردند. بازگشت می‌کنند (نگا: شعراء / 50).]]